
سایه:
شاعر و خواننده: داریوش
آهنگ و تنظیم: سعید شبانی نژاد
من که هر جایی می رفتم … سایه تنها یارِ من بود
تویِ تنهایی و خلوت … همدمِ روزایِ من بود
حتا چشمِ کینه دارِت …. نتونست اینُو ببینه
خورشید و سایمُو کُشتی …. گفتی رسمِ ما همینه
تُو به فکرِ فتحِ دیوار …. با صدایِ مرگُ رگبار
شده کابوسِ شب و روز …. در سکوت، رونقِ بازار
خطِ عمرم شده باریک ….. تُو سیاه قلبی و تاریک
کُشتی دنیام و زمین رُو ….. آخرین، صدایِ شلیک
من که هر جایی می رفتم … سایه تنها یارِ من بود
تویِ تنهایی و خلوت … همدمِ روزایِ من بود
حتا چشمِ کینه دارِت …. نتونست اینُو ببینه
خورشید و سایمُو کُشتی …. گفتی رسمِ ما همینه
تُو می خوایی این، تَنِ خسته …. بمونه، با دستِ بسته
بشینه یه گوشه آروم ……حتا با قلبِ شکسته
من به فکرِ یه گذرگاه …… که از این، زندون رها شم
نمیحوام برای فردا …… خالی از خاطره باشم
من که هر جایی می رفتم … سایه تنها یارِ من بود
تویِ تنهایی و خلوت … همدمِ روزایِ من بود
حتا چشمِ کینه دارِت …. نتونست اینُو ببینه
خورشید و سایمُو کُشتی …. گفتی رسمِ ما همینه
یک زمان، صبح میشه و شب …… دیگه تکرارِ غمام نیست
سایه با من راه می افته …….. تن پوشم اَزَم جدا نیست
تُو چرا سایَمُو می خوای ….. با سِتَم، از من بگیری
آدمِ ظالم و وحشی …… دیگه سایه ی خدا نیست
من که هر جایی می رفتم … سایه تنها یارِ من بود
تویِ تنهایی و خلوت … همدمِ روزایِ من بود
حتا چشمِ کینه دارِت …. نتونست اینُو ببینه
خورشید و سایمُو کُشتی …. گفتی رسمِ ما همینه
منم اون، همیشه بیدار …… مثلِ شبنمِ دمِ صبح
بشنو فریادِ دلم رُو ….. پاشو از خوابِ سرِ صبح
میشکنه شبِ ستمگر ….. از غرورِ خسته ی من
گوش به فرمانِ شما نیست …… آفتابُ و مهتابِ این تَن
من که هر جایی می رفتم … سایه تنها یارِ من بود
تویِ تنهایی و خلوت … همدمِ روزایِ من بود
حتا چشمِ کینه دارِت …. نتونست اینُو ببینه
خورشید و سایمُو کُشتی …. گفتی رسمِ ما همینه
شاعر و خواننده: داریوش
آهنگ و تنظیم: سعید شبانی نژاد
میکس مستر: فرید قهرمانپور
تهیه کننده: داریوش رضایی (هخامنش)
این تکرارِ “سایه تنها یارِ من بود” رو کجا دیدم جز دلِ خودم… مو به تنم سیخ شد 😔
ممنون از شما خسته نباشین
صدا بینظیر..
لذت بخش بود
بسیار حرفه ای 👏👏👏👏
سبک و صدایی گمشده ی موسیقی ایران شماید