
روزگارِ من
شاعر و خواننده: داریوش
آهنگ و تنظیم:سعید شبانی نژاد
درهمه، روزگارِ من…یک نفس،خسته نشستی تُو
جانُ و عمرُو روحِ بیزارم…چون قطاری، پل شکستی تُو
یادِ رویت، درگذارِ من…چوب داری، خون بدستی تُو
ای همه، بیمارِغمهایم….دشمنِ دل، ضربِ شصتی، تُو
نسلِ آتش را، فِشانم من… همچو خوناب، جانِ پستی تَو
جوشش و خروشِ هر چشمه سارم…روزِ موعود، پیمان نبستی تُو
هر پَرِش، سالم، هوایِ من….می خزی درخود، چومستی تُو
صبروخسته، نیست قرارم…پس بگو یک دم که هستی تُو
تارُکِ چشم و زوالِ من….گَه به پا و، گَه به دستی تُو
گَه به پا و، گَه به دستی تو…گَه به پا و، گَه به دستی تُو
درهمه، روزگارِ من…یک نفس،خسته نشستی تُو
درهمه، روزگارِ من…یک نفس،خسته نشستی تُو
با امیدِ فتحِ فردایم…..مانده ی دیروز، که نیستی تُو
عطر و رویِ بی نشانِ من….هرز و بی راهه، برستی تُو
آن جنونِ صید و شیدایم…بودی صیاد و بجستی تُو
قاتلِ فکر و زبانِ من…..بی دلیل و سوقصدی تُو
قاصدِ عشق و وفا، مهربانیَم…خود به آزار، دشمن پرستی تُو
درسپاست بود چَکامِ من….این همه، پیمان، گسستی تُو
ساغَر و گُل بویِ زیبایم….دل، به دنبالِ چه چیستی تُو
دل، به دنبالِ چه چیستی تُو…..دل، به دنبالِ چه چیستی تُو
درهمه، روزگارِ من…یک نفس،خسته نشستی تُو
جانُ و عمرُو روحِ بیزارم…چون قطاری، پل شکستی تُو
چون قطاری، پل شکستی تُو….چون قطاری، پل شکستی تُو….چون قطاری، پل شکستی تُو….چون قطاری، پل شکستی تُو
چون قط….
شاعر و خواننده: داریوش
آهنگ و تنظیم:سعید شبانی نژاد
میکس، مستر: علی مهراسبی
گیتار الکتریک: علی شکرانی
تهیه کننده: داریوش رضایی (هخامنش)
ای همه بیمار غمهایم”… وای چه مصرع سنگینی 💔