
بُرج:
شاعر و خواننده: داریوش
آهنگ و تنظیم: سعید شبانی نژاد
تویِ سایه، رگ بریده …………. با دلی تنها، نشستم
از خیالِ، خوبِ فردا ……. قلبِ ظلمت رو، شکستم
گرچه خاکستر نشینم ……. آتشی در سینه دارم
میشکنم من این حصارو ……… در رهِ عشق سربدارم…… سربدارم……سربدارم
با تمسخرهای تُو، هر روز …….. هر روز، گُر گرفته، کین و نفرت
کامِ دنیا، میشه تلخ از ……….. اینهمه آیینِ ذلت ….. این همه، آیینِ ذلت
چشم و گوشم رو که بستی …….. عقل و هوشم تازه واشد
گرچه بستی تُو دهانم ………. یک جهان اخبار صدا شد
تُو که هر روز در توهم …………. نقشه ی مرگم رو چیدی
هرچه خواستی بر میگرده ……… سایه ی خیر یا پلیدی
بهترِ تا بس کنی زود ……. ساختنِ این بُرجِ شرمگین
کج گذاشتی خشتِ یک رُو ……… میریزه این دیوارِ ننگین……. دیوارِ ننگین
میریزه این دیوارِ ننگین……. دیوارِ ننگین………. میریزه این دیوارِ ننگین……. دیوارِ ننگین ……. میریزه این دیوارِ ننگین……. دیوارِ ننگین
شاعر و خواننده: داریوش
آهنگ و تنظیم: سعید شبانی نژاد
میکس مستر: فرید قهرمانپور
گیتار: سعید شبانی
تهیه کننده: داریوش رضایی (هخامنش)
با گروه های دیگه همکاری میکنید؟
از خیال خوب فردا
چقدر زیبا و ساده چرخش هستی رو به تصویر کشیدی برادر عالی
بود👏✨
دروود بهت داریوش جان
خواننده دوست داشتنی
واقعا یک هنرمند هم در بعد زمانه و روزمره ی خویش زیست می کند و هم فراتر از ان.
این اثر گویای حال و هوای سیاسی اجتماعی امروز ماست گرچه پیش از این ساخته شده بود
این اثر افکار و ندامت های سرکوب شده و قورت داده ی تمامیه انسان های معاصر زیر سلطه ی دیکتاتوریست