
انسانِ یاغی:
شاعر و خواننده: داریوش
آهنگ و تنظیم: سعید شبانی نژاد
در مرزِ پوچی و عدم ……. دنبالِ دردی گشته ام
از من به ما یک واژه بود ……… انسانِ یاغی بیش و کم
در جنگِ نور با شب سیاه ………. بی گفتگو در صحبتیم
حالِ زمین گشته خراب ….. مشغولِ جنگ و نفرتیم
مانده زمین در یک عذاب …….. انسان زده خود را بخواب
باید بپا خیزیم و بس ………. یاری رسانیم همچو آب
در بوته ی آزمونِ دل …….. خود را به خاکی بسته کن
در این سرای بی سرا …… مهر از گیاهان چاره کن …… مهر از گیاهان چاره کن
گویی که در خود مانده باز …….. انسان بسانِ چشمِ تَر
گمگشته معنای ِ بشر …… در پیچ و تابِ نیک و شر
گویی که در خود مانده باز …….. انسان بسانِ چشمِ تَر
گمگشته معنای ِ بشر …… در پیچ و تابِ نیک و شر
در رویشِ آب و هوا ……. بگشای تُو قلب همچون نهال
گر نیک نخواهیم ما کنون …… رفتیم به مسلخ و زوال …… رفتیم به مسلخ و زوال
از جانِ این جامِ جهان …… خون میچکد جایِ گلاب
گُلها شده پَر پَر ازین ……… دلخونی و نقشِ سراب …… دلخونی و نقشِ سراب
مانده زمین در یک عذاب …….. انسان زده خود را بخواب
باید بپا خیزیم و بس ………. یاری رسانیم همچو آب
در بوته ی آزمونِ دل …….. خود را به خاکی بسته کن
در این سرای بی سرا …… مهر از گیاهان چاره کن ……… مهر از گیاهان چاره کن ……… مهر از گیاهان چاره کن ….. مهر از گیاهان چاره کن
شاعر و خواننده: داریوش
آهنگ و تنظیم: سعید شبانی نژاد
میکس مستر: فرید قهرمانپور
گیتار: سعید شبانی
تهیه کننده: داریوش رضایی (هخامنش)
خیلی جذاب
مانده زمین در یک عذاب 👌
عالی👏👏👏
سپاس بابت این اگاه سازی و نشان دادن راه زندگی آسوده👍